تبليغاتX
چشم براه موعود - اسلام به ذات خود ندارد عیبی...

چشم براه موعود

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد +++ عالم پير دگر باره جوان خواهد شد

اسلام به ذات خود ندارد عیبی...

                                

                                 بسم الله الرحمن الرحيم .

 

در پست قبلي زير عنوان ( دعوت از مدافعان دين براي پاسخ گوئي ) سوالاتي را از برادر ارجمند مان به اسم هادي که در کامنت يکي از دوستان گذاشته بود ، مطرح نموديم واز بقيه دوستان پاسخ به اين شبهات را تقاضا کرديم . عده اي از عزيزان منت نهاده اقدام به پاسخ گوئي نمو دند .اين حقير نيز با بضاعت اندک وتوان ناچيز اقدام به پاسخ نمودم که اميدوارم خواننده گان گرانقدر با اغماض از نقايص نوشتاري وبيان الکن حقير ،با نظرات سازنده شان آن را کمال بخشند .

منشا و خواستگاه اين گونه سوالات واقعيت تلخ وغمنامه بي پايان هشت قرن انحطاط مسلمين  در عرصه هاي علمي ،فرهنگي ،اقتصادي ،اجتماعي ،نظامي وترقي و پيشرفت غرب در عرصه اقتصاد وتکنولوژي است .

بحث ازعوامل  انحطاط مسلمين و علل عقب مانده گي جهان اسلام و.... خيلي گستر ده وپردامنه است که مجال وسيع وفرصت بيش از عرصه وبلاگ لازم است . علاقه مندان به اين مبحث را  با معرفي  چند تا کتاب  همراهي ومساعدت نموده براي شان آرزوي توفيق دارم :

1-   تاريخ تمدن اسلام ،ترجمه ونگارش علي جواهر کلام ،امير کبير ،تهران ،چ6، 1369ش .

2-   علل پيشرفت اسلام وانحطاط مسلمانان ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،تهران ،چ3،1368ش.

3-  تمدن اسلام وعرب ،گوستاولوبون ،ترجمه سيد محمد تقي فخر داعي گيلاني ،بنگاه مطبوعاتي علي اکبر علمي ،تهران ،چ4، 1334ش.

4-   ميراث سوم ،روژه گارودي ،ترجمه دکتر آريا حديدي ،قلم ،تهران ،1364ش.

5-   تمدن اسلامي در قرن چهارم هجري ،آدام متز ،ترجمه علي رضاذکاوتي قرا گز لو ،امير کبير ،تهران ،1362ش.

6-   تاثير اسلام در اروپا،مونتگمري وات ،  ترجمه دکتر يعقوب آژند ،مولي ،تهران ،1361ش.

7-   فرهنگ اسلام در اروپا ،زيگريد هونکه ،ترجمه مرتضي رهباني ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،تهران ،1361ش.

8-   فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي ، دکترحداد عادل ،غلامعلي،تهران ،سروش،چ6، 1374ش.             

مي توان مجموع سوالات آقاي هادي وامثال ايشان را در دو سوال کليدي خلاصه کرد وگنجاند وبه جواب آن پرداخت .

سوال اول : چرا دين اسلام موفق به تشکيل جامعه وحکومت ايد آل خود نشد ه است ؟         

  جواب : اين که چرا اسلام يا به عبارت بهتر مسلمانان در سا يه گذاره هاي مترقي ومتعالي اسلام توفيق تشکيل حکومت وجامعه ايد آل خودش را نداشته است ،عوامل مختلف ومتفاوتي  مي توان براي آن برشمرد :  

1-حادثه سقيفه پس از رحلت رسول گرامي اسلام زعامت اسلامي را از مجرا ومسير اصلي خويش خارج نموده باعث شد بعد از ربع قرن اکثر از گذاره هاي حيات بخش اسلام از عرصه اجتماع حذف وجاي آن به تبعيض، ظلم، استبداد، شکاف بين فقير غني  داده شود .رهبريت اصيل که در اجراي صحيح قوانين وتحقق بخشي به گذاره هاي ديني نقش کليدي ومحوري داشت ، از صحنه وعرصه زعامت مسلمين کنار گذاشته شد وجاي آن به افرادي  داده شد که هيج اطلاعي از کارائي ونقش گذاره ها در تر بيت فردي واجتماعي وروش اجرا و اعمال آن نداشت.به همين دليل بود که با رها عمر گفته بود» لولا علي لهلک عمر«.

 آن گاه که« ملک بني اميه» بر اريکه قدرت تکيه زد ،از اسلام فقط نام آن باقي مانده بود وزعامت اسلامي به امپراطوري يا پاد شاهي کامل تبديل شده بود . در حالي که  اساس اسلام برنفي تبعيض وتساوي حقوق افراد استوار است ، تا دوران بني اميه اثري ازان باقي نمانده بود. ظلم وستم بيداد ميکرد ...وقتي بزرگترين مفسر قران که هم دوش پيامبر براي تحقق اسلام مبارزه  کرده بود ترور شد آب از آب تکان نخورد بلکه فرزندش که حامل علوم علوي بود وتر بيت شده دامن پيا مبر ، مجبور به خزيدن در گوشه انزوا شد وحکومت وزعامت مسلمين را به فرزند هنده جگر خوار وا گذار کرد .در تمام دورانيکه ائمه در عرصه اجتماع ودر بين مردم بودند  (حدود 300سال ) تمام قدرت نظامي ،سياسي ، اقتصادي وعلمي جهان اسلام عليه اهل بيت به کار افتاد وتمام دانش هاي سياسي اخلاقي وتر بيتي اهل بيت فقط در  يک گروه کوچک  ومذهبي که از ديد عموم وقدرت حاکم مطرود ومردود بو د ،قرنطينه شده از طرف قدر حاکمه تحريم شده بود که اين با عث شد جهان اسلام از معارف حقه وناب اهل بيت محروم با شند. از صدر اسلام تا قرن هقتم هجري 99در صد  قيامهاي اصلاح گرانه وحرکت هاي ظلم ستيز از جانب پيروان همين فرقه اندک که از معارف اهل بيت اشراب شده بود اتفاق مي افتاد وبا جان فشاني وشهادت پيروان اهل بيت خاتمه ميافت و منجر به شکست ميشد .تصور کنيد اگر تفکر اهل بيت منزوي نبود ودر عرصه اجتماع نقش فعال داشت وعده اي قا بل ملا حظه جهان اسلام ازان بهرمند بود بازهم آن حرکت هاي اصلاحي بي ثمر ونتيجه مي ماند وبه شکست منجر ميشد ودولت ايدآل که از بينش وانديشه اهل بيت نشئت يافته بود محقق نميشد ؟     

وقتي چنين سرنوشتي براي تفکر ناب که از علوم نبوي وعلوي سر چشمه گرفته بود رقم خورد ،چگونه مي توان انتظار داشت که اسلام ظاهري وپوسته عاري از هسته (ولايت ) بتواند آن حکومت وجامعه ايدآل وآرماني خودش را شکل بخشد ؟ 

2- با اين که جامعه مسمانان از هسته واقعي اسلام محروم شدند وبه پوسته آن بسنده کردند ،ولي اگر قرار باشد بين جامعه اسلامي وجوامع غير اسلامي مقا يسه اي داشته با شيم ،بازهم مي توان دريافت که تمدن اسلام در برهه از زمان بر تمام تمدن هاي ديگر برتري واستيلا داشته است .در هفت قرني که حکومت اسلامي نسبي زمام امور اجتماع گستر ده اي از جهان را به عهده داشته، فرهنگ وتمدن اسلام به جهان نشان داد که مي تواند جامعه مترقي وشکوفا تشکيل دهد .

تمدن اسلامي در پنج قرن اول اسلام به اثبات رساند که پتانسيل ايجاد يک جامعه ايدآل را دارا مي باشد ولودر آن پنج قرن هم اسلام از مجراي صحيح واصولي خود جريان نيافته بود بلکه دست خوش آرا ء وافکار التقاطي وجناح بازي سياسي گشته بود.( البته آن ويژه گي هاي عام را دارا بود) ، با آن هم توانست تمدني پوياي را تشکيل دهد . به اعتراف خيلي از دانشمندان غربي رنسانس غرب(که خاستگاه نکنولوژي امروز است ) محصول تحوّل پذيري غرب از انديشه هاي علمي جهان اسلام بود [1] .

دکتر زيگريد هونکه مي نويسد :تمدن اسلامي که به وسيله مسلمانان آغاز شد ،نه تنها ميراث يونان را از انهدام وفراموشي نجات دادوآن را اسلوب ونظم بخشيد وبه اروپا داد ؛ بلکه آنان پايه گذار شيمي آزمايشي ،فيزيک ،جبر ،علم حساب به مفهوم امروزيش ومثلثالت فضا ئي ،زمين شناسي وجامعه شناسي هستند .تمدن اسلام تعداد زيادي کشفيات گرانبها واختراعاتي در همه بخشها ي علوم تجربي که اکثر آنها بعد ها نويسندگان اروپائي دزدانه به حساب خود شان گذاشتند،به مغرب زمين هديه کرده است ؛ولي شايد گرانبها ترين آنها اسلوب تحقيقات علم طبيعي باشد که اين پيش قدمي مسلمانان بود که جاي پا را براي اروپا باز کرد ومنجر به شناخت قوانين طبيعت وتفوق وکنترل آن گرديدند .[2] رودول  در مقدمه اي که  براي ترجمه انگليسي قران نوشته يا د آري نموده  :» اروپا فراموش نکند که مديون قران است ؛همان کتابي که آفتاب علم را در ميان تاريکي قرون وسطا در اروپاجلوه گر ساخت«[3] وآقاي مونتگمري وات ،استادعربي ومطالعات اسلامي دانشگاه اديمبرگ انگليس در کتابش مي نويسد :ما اروپائي ها مديون بودن فرهنگ مان را به اسلام ناديده مي گيريم . ما اغلب اوقات گستره واهميت تأثير اسلام را بر ميراث فرهنگي مان دست کم مي گيريم وبعضي اوقات ازان به کلي چشم پوشي مي کنيم ...امروزه برما اروپا ئيان غربي است که برداشت غلط خود مان را اصلاح کنيم وبر دَين مان نسبت به جهان اسلام وعرب اعتراف کنيم .[4]  

تمدن اسلامي با اين که از رهبريت معصوم که شاه کليد ترقي واوج گيري او بسوي قله کمال وپويائي است ، محروم شده بود ،ولي به يمن برخي از گذاره هاي ناب ومنحصر به فردش به صورت حيرت انگيز به پويائي وگسترش خود ادامه داد وتا قرن هفت تنها تمدن مطرح جهان بود که سا ير تمدن ها ي اطراف(روم وايران )را تحت تاثير قرار داد وحتي در خود هضم کرد .ضروري است به برخي ازعوامل پويا ئي تمدن اسلامي که به صورت گذاره هاي وآموزه هاي ديني در اسلام مطرح است اشا ره اي بنمائيم ويادآور شويم که اين پتانسيل هاي زير باعث شکوفا ئي وپويا ئي تمدن اسلام گشت  واگر د رمقا طعي اين آموزه ها  از دست رفته انحطاط به ما رو کرده است :

1-    سه عنصر مهم مورد توجه د رتمدن اسلامي ،خدا ،انسان ،هستي .[5]  

2-  خرد گرائي :آيات قران کريم سر شار است از خرد ورزي وخرد گرائي که اگر به شمارش بنشينيم بايد صفحات طولاني را سياه کنيم ولي ما از ذکر آنها خود داري نموده به نقل قول  فيلسوف بزرگ غرب بسنده مي کنيم :ولتر از قول بولن ديلي مي گويد :آيين محمد چنان خردمندانه است که براي تبليغ آن هيج نيازي به جبر وقهر نيست .کافي است که اصول آن را به مردم بفهمانند تاهمه به آن بگرايند .اصول دين محمد چون با عقل انساني  سازگار است که د رمدتي کمتر از 50 سال ،اسلام در قلب نيمي از مردم روي زمين جا گرفت .[6]   

3-  ترويج دانش اندوزي :اسلام بخاطر توجه فراوان به علم ودانش ،فرا گيری آنرا بر مسلمانان فرض نموده است . چنين گفت پيغمبر راست گوي ++زگهواره تا گور دانش بجوي .«طلب العلم فريضه علي کل مسلم ومسلمه»[7] . «اطلبوا العلم من المهد الي للحد.»[8] .و...همه اين آموزه ها تاکيد بر فرا گيري علم ودانش اندوزي دارد چون کليد تمام پيشرفت ها در علم آموزي قرار داده شده  است .

4-  توجه به کار وکوشش : قران با قا طعيت تمام مي گويد :»ليس للا نسان الا ما سعي[9]  در کدام فرهنگ وتمدن بشري به اندازه اسلام گذاره هاي تشويق گر به کار وتلاش وتحسين بر انگيزکارگر ان  وجود د ارد مثل اين گونه آموزه ها :الکاد لعياله کالمجاهد في سبيل الله . ومثل ارج نهادن رسول الله به آن دهقان، که دستان پينه بسته از کارش را بوسيد .ويا نکوهش ولعن آن بزرگوار کساني را که بار دوش اجتماع هستند واز حاصل زحمات ديگران برخوردارمي شوند[10]  ويا به گفته امام کاظم که فرمود خداوند از بنده پر خواب وبنده بيکار متنفراست .[11]

5-  تحمل انديشه ها :در عصري که غرب وتمدن يوناني مشغول مسا بقات گلادياتور ها  ودوئل بودند .پيشواي مسلمانان روي منبر مورد انتقاد از طرف خوارج (اپوزيسيون آن زمان )قرار مي گرفت بدون اين که خطري آن فرد منتقد را تهديد کند و اين در حالي بود علي عليه السلام از قدرت  يک امپراطوري بزرگ برخوردار بود .

6-    سادگي آموزه هاي ديني : که اسلام به عنوان دين سمحه سهله معروف گشته است .

7-  جامعيت آموزه هاي ديني: اين جامعيت به حدي است که براي خراش کوچک در بدن هم جريمه وديه اي د رنظر گرفته شده  وتنها براي بهداشت توالت رفتن  17 حکم وارد شده است .   

8-  جاودانگي آموزه ها : چون قوانين وآموزه هاي دين برمعيارنيازهاي  فطري بشر جعل وتنظيم گشته است ،تا بشر هست ونيازهاي آن، اين قوانين نيز ازر نگ وبو نخواهد افتاد .و نيز در گذاره هاي ديني برخاتميت اين دين تاکيد فراوان شده است ودين اسلام به عنوان قانون دائمي تاقيامت براي بشر تلقي گشته است. 

9-  طبيعي وفطري بودن آموزه هاي اسلام : تمام قوانين ودستورات دين بر معيار نيازمندي هاي طبيعي بشر تنظيم گشته است .

10-خود با وري و اعتماد به نفس[12] : دين در ايجاد خود باوري واعتماد به نفس در مسلمانان قدرت فراواني از خود نشان داده است .جرجي زيدان در اين خصوص مي گويد :مسلمانها بهتر از هر چيز به مبادي ديني خويش ايمان داشتند .آنها از ته دل معتقد بودند که به فرمان خدا براي پيشرفت دين اسلام به جنگ مي روند ...همين ايمان محکم واعتقاد راسخ بود که مسلمانان را براي وارد شدن به آن ميدانهاي پر خطر دلير وبي باک مي ساخت .[13]    

 حال اين پتانسيل ها در صدر اسلام بدون حضور چشم گير زعيم معصوم آن چنان تمدن خيره کننده(با اين که تمدن  ايدآل اسلام شمرده نميشود ) به وجود آورد که تمام دنيا را تا امروز شگفت زده کرده است .اگر به دست با کفايت امام معصوم اين پتانسيل ها به کار افتد واجرا شود چه خواهد شد وچه تمدني شکل خواهد گرفت ؟ جوابش همان حکومت جهاني  مهدوي است.   

سوال دوم: چرا مسلمانان که پيرو بهترين فرهنگ وعالي ترين دين هستند از فقر وضعف وناتواني رنج ميبرند ؟

جواب: بهتر است سخن را از جمله معروف مرحوم شلتوت آغاز کنيم که فرمودند : «مسيحيت با کنار گذاشتن دين ترقي وپيشرفت کردند ،اما مسلمانان با کنار گذاشتن دين خوار وذليل شدند .اين خود دليل پويائي اسلام وتحجر مسيحيت است»

نگاه کوتاه وگذرا به درخشنده گي وپويائي تمدن اسلامي در قرون اوليه هر منصفي را قا نع مي کند که: اسلام بذات خود ندارد عيبي هر عيبي هست در مسلماني ماست .آنچه از ضعف وسستي وبي چاره گي که دامن گير مسلمانان گشته ناشي از بيگانگي مسلمانان از تعاليم ارزنده اسلام وقران است .آنگاه که مسلمانان به نداي قران که اورا دعوت به کنجکاوي ،تفکر، تدبر،آموختن واحاطه به تمام معلومات تراويده از عقل ميکند ، گوش فراداده بود ،دانشمنداني نظير جابر بن حيان ،زکريا ي رازي ،ابواسحاق کندي ، ابن سينا،خوارزمي ، خواجه نصير طوسي از ميان مسلمانان برخاستند که با بهره گيري از علوم اسلامي وغير اسلامي – از تمدن هاي ديگر =هند،يونان،ايران – دست به ابتکارات واختراعاتي زدند که پايه واساس تمدن امروزي بشر قرار گرفت.اعتراف آقاي زيگريد هونکه «تمدن اسلامي تعداد زيادي کشفيات گرانبها واختراعاتي در همه بخشهاي علوم تجربي که اکثر آنها بعدها نويسندگان اروپائي دزدانه به حساب خود شان گذاشتند،به مغرب زمين هديه کردند »در اين زمينه مستند خوب وقابل قبولي است . اما وقتي قران وسيله تزيين سفره عقد وسفره  هفت سين نوروز ورونق بخش مجالس ترحيم قرار گرفت وکتاب رفتار به کتاب تزيين تبديل شد و تعليمات آن از زندگي مان کوچ کرده بين دفتين در کنج طاقچه ولاي هزار پارچه  زنداني گشت ،ضعف وزبوني وانحطاط به سراغ ما آمد ه زندگي را در کام ما زهر ساخت وراه نفوذو استيلاي بيگانه برماگشود ه گشت .[14]    

 



[1] به کتاب تاثیر اسلام در اروپا ،مونتگمری وات مرا جعه شود .

[2] محمدتقی صرفی ،تمدن اسلامی از زبان  بیگا نگان ،ص106 .

[3] رودول ،مقدمه بر ترجمه انگلیسی قران ،1876، ص47.

[4] مونتگمری وات ،تاثیر اسلام در اروپا ،ت دکتر یعقوب آژند،ص10 .

[5] برای توضیح بیشتر به کتاب فرهنگ وتمدن اسلامی ،محمد رضا کاشفی ،ص 57 مراجعه کنید .

[6] ولتر ، اسلام از نظر ولتر ،ص 15 .

[7] کافی ،کلینی ،ج1،ص30 .

[8] تفسیر قمی ،علی بن ابراهیم قمی ،ج2، ص401 .

[9] قران کریم ،سوره نجم ،آیه 39 .   

[10] الحیات ،محمدرضا،ج2 ،ص332 .

[11] همان ،ج2 ، ص 334 .

[12] فرهنگ وتمدن اسلامی ،محمد رضا کاشفی، ص53تا 65 .

[13] جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ،ص 43 .

[14] علاقه مندان به این مبحث می توانند برای تکمیل اطلاعتات شان به کتاب علل پیشرفت اسلام وانحطاط مسلمانان،دفتر نشر فرهنگ اسلامی مرا جعه کنند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 9:19  توسط حبیب الله ذکی   |